031-54750851     info@kashanmehr.com    

بنام خداوند نقش آفرین هنر بخش هر جلوه دلنشین

با سلام به پیشگاه همه ی خدمتگذاران هنر فرش وبا کسب رخصت از محضر سروران وپیشکسوتان طریق عشق به فرهنگ والای ایران که عمر خویش را صادقانه در پای شاهد شکوهمند قالی ایران نثار کرده اند ومی کنند وبا سپاس وتهنیت از برگزار کنندگان این نمایشگاه که با تلاش ارزشمند وپرثمر خویش نخستین گام ها را در راه اعتلا وشکوفایی این هنر ملی بر می دارند برای من توفیقی است که در جمع شما عزیزان هستم.وقت را غنیمت می شمارم ومحور بحث را به مسایل ومشکلات طرح ونقش ورنگ در قالی امروز ایران در جهان پیشرفته می پردازم.دنیای هنر ایران سراپا پوشیده از نقش عجب است.شعر،موسیقی،کاشیکاری ونقاشی،هر یک دنیا ی عجیبی از رمز وراز رنگهاست وهر یک دژی هوشربا وقلعه،ذات الصوری است که عقل را در کوچه پس کوچه های رمز و راز های شگفت آورش راهی جز سرگردانی نیست.در میان این همه دنیا های وهم انگیز که در خیال هوشمندانه هنرمند ایرانی شکل گرفته است وچون عروس هزار زیور تحسین انگیزی چشم مشتاقیان هنر را به خود جلب کرده دروازه ای نیز از آن طراحی ونقش پردازی قالی ایرانی است.اینکه از کی وکجا این دروازه تابناک درنگین آغوش به سوی جهان هنر گشوده است،مشخص نیست وشاید خیلی هم مهم نباشد.مهم این است که تقریبا تمامی شارحان ومنتقدان هنر جهان پذیرفته اند که خواستگاه وزادگاه هنر فرش ایران است واین فضل تقدم بدون اینکه باشد یا نیازی به تحقیق داشته باشد برای ایران وایرانی پذیرفته شده ومسجل شده است.مسلما فراز وفرود وجزر مدهای نقاشی ایرانی در طول تاریخ برهنر نقاشی فرش تاثیر گذاشته اند.کما اینکه نقش های قدیمی تر فرش ایران مانند مینیاتور هیچگونه بعد وسایه روشن وبه اصطلاح پرسپکتیو ندارند.اما از روزگار قاجار با ایجاد مکتب نقاشی ایرانی که تلفیقی از مینیاتور ونقاشی جهانی است در فرش نیز حرکت های تازه ای در بعد ایجاد می شود که نهایتا،امروز به نوعی برجسته بافی منتهی می گردد.اما اهمیت اصلی قالی های امروز ایران که بخوبی نه فقط ارزش های فرش گذشته را حفظ می کنند بلکه با بدیهه سازی ها وابتکارات تازه،حرفهای تازه ای هم برای گفتن ندارند،فرشهایی هستند که ذهن خلاق هنرمند ایرانی در ساختار آنها رنگ وآبی تازه دارد وهنوز هم راه موزی ها ومجموعه های نفیس شخصی را به روی فرش ایران،باز نگاه می دارد.

اینگونه قالی ها برای فرش ایران اهمیت حیاتی واساسی دارد.در نقاشی اینگونه قالیها،مجال وگسترش باورنکردنی وعجیبی برای نو آفرینی وابتکارات تازه وجود دارد اینجاست که یک عمرمی توان سخن از زلف یار گفت،چرا که مواد وعناصر پدید آورنده یآن ها شاخصه های ممتاز فرهنگی ماست وتنها کسی که با ادبیات موسیقی کاشیکاری ومعماری وسنن وفرهنگ ایران ارتباط ذهنی تنگاتنگ داشته باشند قادر به خلق آنهاست.در هنر فرش ونقاشی تخصصی آن نیز محدودیتی وجود نداشته ومی توان کاری تازه کرد و در رگ آن هنر خونی تازه ریخت وباید باور داشت که نقاشی فرش ما راهی جز دانا شدن واندیشمندانه ومتفکرانه سخن گفتن ندارد وچنانچه دنیای هنر پسند امروز که همیشه از هنر فرش ایران ونقاشی آن تازگی وطراوت خواسته اند ودریافت کرده اند امروز از ما همین را  می خواند واز آنجایی که ادبیات وفرهنگ ما اقیانوسی بی کرانه است که صد ها وهزاران سال می تواند ما را از زلال مضامین بکر،سیراب کند وسهم اعظم آن را روح وجوهر و جان مایه ی این هنر مربوط است ودر این رابطه نباید ابتکار ونو آوری وخلاقیت وذوق شخصی را با سطحی نگریم وجذب الگو های کاذب شدند،مخلوط کنیم،یعنی اینکه هر قومی با استفاده از فرهنگ بومی خویش در این سرزمین می تواند حرف تازه ای داشته باشد وبا تکیه به ارزش های فرهنگی قومی وبومی خویش ابتکارات وبدیهی سازی های چشم گیر جهان بپسند در هنر فرش ایران داشته و هر کدام رنگ وبوی خاص خود را داشته باشند وهنر خویش را نا آگاهانه فدای ضد ارزشی نکنند که صاحبان اروپایی آن نیز قبول اش ندارند.

برادر بافنده من،با تجربه ای سخت به دست آمده و مشقت بار،فرشی ارائه می دهد که شاید از نظر استفاده از رنگ وبافت کم نظیر باشد اما اهمیتی را که به پوسته می دهد برای مغز وروح هنر خویش قاعل نیست ومجلس زفاف ملکه ای را می بافد،با این توهم باطل که اروپایی مشتاق خرید آن است اما با یک حساب ساده می تواند به این نتیجه برسد،که با حلول رنسانس وانقلاب کبیر اشرافیت،همه ی خاندان بوربن  سقوط کرده اند وکسی شایق خریدن ودیدن جمال ملکه نیست وبرای صاحبان اصلی آنها نیز کسل کننده وملال آور شده اند واروپایی امروز از نقش آن چیزی را می فهمد که قرون هیجده ونوزده نمی فهمند.بنابراین روی سخن با کسی وکسان مشخصی نیست،بلکه در این سخن،خطاب با امروز وفرداست ومنظور این است که این دژها چنان درمان شوند که سایه شومشان بر فردای فرش ایران سنگینی نکند وبه یک بیمار مسری واپیدمی تبدیل نشود.مشکل دیگر آن است که بیماری از طراحان جوان بدون آگاهی از پشتوانه ی سبک های مختلف فرش ونقش های فرش در ایران اکسرا از عناصر سبک های مختلف به اضافه ی عناصر جدید در مکاتب نقاشی روز به عنوان نو آوری سود می جویند که این نیز در جای خود مصیبتی است وچیدن ناآگاهانه این عناصر والتقاط  ضد ونقیض،رفته رفته نویی آشفتگی در این هنر را ایجاد می کند که به هر صورت باید عمیق تر ودقیق تر نگاه کرد.

با این دقت که در فرش پرادوکس یا جلوه های همشکن وناقض هم جایی ندارند وفرش ما مجموعه ای ظریف و زیبا از تقارن ها وهم آهنگی هاست هم در طرح وهم رنگ وهم در مضمون وخلاصه ی کلام اینکه فرش امروز ما باید زبان داشته باشد تا پیام فرش ما خصوصیتی شاخص واثتثنایی پیدا کند تا چینی وهندی وافغانی نتواند به سادگی زبان این فرش سخن بگوید مسلما در آغاز ما چیزی به عنوان نقش فرش نداشته ایم واین ذهن قادبافنده وهنرمند بوده است که با دقت تمام طرح ذهنی خویش را در رگ تار وپود ها می ریخته تا شاهکاری سترگ بیافریند.

با توجه به طرح قالی پازیریک شاید دلیل قرینه سازی وقرینه بافی یا تکرار در نقش قالی ایران از همین جا نشاط گرفته باشد کما اینکه امروز نیز در پاره ای از نقاط ایران فرش بدونه نقشه یا نقشه های کوچک معروف به تکه بافی تولید می شود با این سابقه تاریخی هر چه به زمان حال نزدیک تر می شویم به دلیل اهمیت اقتصادی ونقشی که این هنر در تامین نیاز های جامعه ایران دارد،به ویژه در کانون های روستایی کشور،رنگ وبوی هنری آن در مقابل شکل وساختار صنعتی آن رنگ می بازد وقالی بافی در حد شغل وحرفه ای سودآفرین صد محکمی می شود برای جلوه گیری از اینکه قالی ما به چیزی دقیقا پیش پا افتاده وساده وبی رونق بدل گردد.استادان گم نامی که جوهر جوانی وخون ذوق واندیشه خویش را در تار وپود طرح ها ورنگ ها می ریزند سعی دارند به هر شکل ممکن نیاز سرشت زیبا پسند ایرانی را ارضاءوتامین نمایند.در عین حال نیاز های مادی او را به عنوان وسیله ای برای مفرش کردن محیط زندگی اش بر آورده سازند.مسئله هنر فرش ونقش قالی دقیق تر از آن است که از حاشیه آن چشم بسته بگذریم.می خواهم بگویم هزار نکته ی باریکتر از مو اینجاست.در گذشته طراح ونقاش فرش ایرانی معتقد بوده است که هنر خویش را چون عروسی آراسته وتشنه ی خود نمایی وجلوه گری بی دریغ به چشم های مشتاق عرضه کند واز این رهگذر است که می بینیم طرح اصفهان در آذربایجان بال می گشاید ونقش قالی تبریز به قم وخراسان راه می یابد وخطوط شاخص فرش های کرمان وکاشان جا عوض می کنند آن چنانکه ممکن است پاره ای از افراد این را،عیب فرش های منطقه ای تصور می کنند؛اما اگر آگاهانه ودقیق این تلفیق ها وخوشه چینی ها صورت گیرد


جوشش ذهن هنرمند را سبب می شود وموجب باروری واعتلای هنر فرش می گردد.البته در صورتیکه این گزیش ها همراه با ابداع وبدیه سازی پای شخصی ومنطقه ای باشد ودر ضمن تکنیک بافت هر ناحیه دست خوش تبدیل وتغییر قرار نگیرد واین سود جویی ها آگاهانه وصرفا در زمینه طرح ونقش باشد.بدین معنی که طراح اصفهانی از گل قالی کرمان به گونه ای زیبا وهماهنگ با کلیت طرح خویش استفاده کند ودقیقا کپی بردار وکلیشه ساز نباشد واز طرفی طراح فرش نیز مانند هر یک از هنر های تجسمی به هر حال باید برای ذهن های سالم،بار آوری داشته باشد ووقتی طراحی،عین نقشه ای را گرته برداری ویا به صورت کلیشه ای،می کشی وزیراکس نکند چه اشکالی دارد که از آن به عنوان یک مایه ی ذهنی الهام بگیرد واز آنها تاثیر پذیر باشد چنان که می بینی استادان بزرگ ودریا واری که بضاعتی ستایش آمیز یافته اند هرگز خود را اسیر ومحبوس چهار چوب های تنگ نظرانه نمی کنندوطرح های آنها الگوی رشد وتوسیه طرح های شکوفان،ارزش مند هنر فرش ایران شده است والبته هیچ گونه چشم داشته مادی هم ندارند چرا که هنر با بخل وتنگ نظری سازه گاری ندارد.

دیگران کاشتند،ما خوردیم ما بکاریم دیگران بخورند،کاشتند وخوریم کاریم وخورند گونا گونی شگرف نقشه های فرش های منطقه ای سر شار از زیبایی ها وقدرت ها ی مشخصه ی ناشناخته ای است که تا امروز از نظر طرح وهم از نظر رنگ متاسفانه مورد کند وکاو قرار نگرفته است.گرچه رقیبان بیگانه در آرزوی بازاری داغ همیشه از حاشیه ی رشک حریصانه به این قدرت های هنری ونستوه نگریسته اند ودر نهایت نیز به تقلید وسر مشق گیری از آن ها برای بازاریابی های کاذب دل خوش کرده اند.اما رموز ومعانی دقیق این رنگ ها ونقش ها در فرش های محلی ایران جای تعمق بسیار دارد.باید اندیشید که چرا رنگ غالب در قالی های نایین کرمی وخاکی ورنگ مسلط بر فرش کرمان،لاکی وزرد روشن ویا در قالی های خراسان رنگهای تند وزنده لاکی وسرمه ای حاکمند ودر فرش اصفهان نیز رنگهای آبی وطلایی وکرم بیش از رنگ های دیگر جلوه دارند.

معرفی انواع فرش ماشینی کاشان

                                                                              

در ایران،صنعت فرش ماشینی یکی از بالنده ترین و به روز ترین بخش های صنعت نساجی کشور است.نزدیک به یک هزار کارخانه تولید فرش ماشینی در ایران مشغول فعالیت هستند،که عمدتاً در سه استان اصفهان،خراسان رضوی و یزد مستقر می باشند.در این میان منطقه ی کاشان و آران وبیدگل با اختصاص نزدیک به 75%تولید و صادرات فرش ماشینی ایران،قطب این صنعت در کشور و یکی از بزرگ ترین قطب های تولید فرش ماشینی جها می باشد.

ادامه مطلب: معرفی انواع فرش ماشینی کاشان

تاریخچه فرش بافی:

دوره صفویه را می توان عصر شکوفایی تولید ابریشم در ایران نام برد که شهر کاشان نیز به عنوان یکی از مراکز پرورش کرم ابریشم از اهمیت بسیار برخوردار بوده است واز این محصول برای تهیه انواع منسوجات از قبیل،حریر ساده ومنقش مخمل وزری وقالی های بسیار نفیس در این شهر استفاده می شده که شهرت جهانی داشته است.هم زمان با حمله ناگهانی افغان ها در نیمه اول قرن هیجدهم میلادی،قالیبافی کاشان که یکی از مهم ترین دستبافته های دوران مذکور محسوب می شد،یک باره از رونق افتاد تا این که مجددا،در حدود 150 سال قبل کاشان بار دیگر به قالیبافی روی آورد.در اوایل قرن بیستم،تولید فرش کاشان رونق گرفت واز این شهر به روستا های اطراف وسپس به نطنز نیز،گسترش یافت.

اما بار دیگر هنگامی که این صنعت در اوج ترقی خود بود به دلیل شروع جنگ جهانی اول،دچار رکود گردید تا این که مصادف با جنگ جهانی دوم علی رغم آن که خریدار خارجی برای قالی ها وجود نداشت اما به علت افزایش خریداران داخلی،از رشد وپیشرفت بی سابقه ای بر خوردار گشت.


فرش بافی کاشان:

فرش های امروزی کاشان وشهرستان های اطراف آن از جمله:بیدگل،راوند،قمصر ونوش آباد،عمدتا دارای تار وپود نخی وپرز پشمی است اما در گذشته تولید قالی هایی با تار های زر وسیم ویا تمام ابریشم نیز در کاشان رواج داشته که بافت این نوع فرش ها پس از دوره صفویه متوقف شده است.نوع گره در قالی های کاشان،گره فارسی (نامتقارن)ورجشمار آن معمولا در حدود 30تا 33تا33گره در 6/5سانتیمتر مربع است،این در حالی است که در گذشته،این بافت متراکم تر بوده است.

طرح ورنگ فرش های کاشان:

در گذشته،رنگ متن فرش های کاشان غالبا سرمه ای ولاکی بوده که امروزه جای خود را به رنگ های روشن تر از جمله:کرم،بژ داده است.طرح های فرش کاشان وآران وبیدگل بیشتر شامل لچک ترنج،محرابی،گلدانی وافشان است.فرم ترنج در قالی های قدیمی  کاشان،اکثر به صورت بیضی کار می شده است که خود از نشانه های شناخت فرش کاشان محسوب می شد،اما امروزه ترنج های مدور نیز در فرش کاشان کاربر دارد وبسیار مشاهده می شود.ضمنا قالیچه های تصویری هم در کاشان از جایگاه خاصی بر خوردار بوده که امروزه به ندرت بافته می شود.

معروف ترین طراح وبافنده معاصر کاشان محتشم می باشد که طرح ها و قالی های بنام وی،از شهرت جهانی برخوردار است. از دیگر طراحان معروف معاصر کاشان نیز می توان از،رضا صانعی،نظام ومحمد افسری نام برد.


علل رکود در فرش کاشان:

در دهه های اخیر فرش کاشان که قبلا با رجشمار بین 40 تا 70 بافته می شد به سمت درشت بافی روی آورده است.همچنین در حال حاضر در گروه های فرش کاشان از گره جفتی نیز استفاده می گردد که خود باعث لطمه به فرش کاشان شده است الیاف فرش های قدیم کاشان با رنگ های گیاهی دارای ثبات بالا رنگ ریزی شده بود که خود تلا لو خاصی به فرش می بخشید.اما با ورود رنگ های شیمیایی جلوه وثبات در فرش کاشان نیز دست خوش تغییراتی گردیده است.

ضمنا بافت قالی های متوسط وضعیف نقش کاشان،در شهر های اردکان ویزد وفروش آن به نام فرش کاشان نیز،در لطمه زدن به اعتبار این فرش،مزید بر علت شده است.به همه این عوامل باید رکود کلی   که به علت مسائل سیاسی واختصادی داخلی وخارجی،گریبان گیر فرش ایران شده را هم اضافه نمود.

آینده فرش کاشان:

در دهه های اخیر،به دلیل عدم آموزش واستقبال اندک جوانان به فرا گیری اصول طراحی فرش در کاشان،جای گزین گزینه مناسبی برای طراحان بنام فرش کاشان وجود نداشت وتا حدود ده سال پیش طراحهای فرش کاشان سیر نزولی را طی می کرد که با ورود فارغ التحصیلان رشته فرش دانشگاه کاشان به عرصه کار طراحی وتولید،فرش این شهر در هر دو زمینه دستی وماشینی،مجددا رونق یافت وطرح های فرش کاشان روند رو به رشدی به خود گرفت وبه نحوه ای که غیر از طرح هایی که توسط اساتید بنام کار شده بود طرح های امروز کاشان با طرح های 20سال پیش نیز،قابل مقایسه نیست که این مسئله خود از موفقیت رشته دانشگاهی فرش در کاشان،حکایت می کند.بافندگان کاشان نیز،ثابت کرده اند که می توانند فرش های نفیس با طرح های اصیل وزیبا وبافتی استادانه با رنگ هایی زیبا وبا ثبات تولید کنند.

امید آن می رود با توجه به روند روبه رشدی که در سال های اخیر،در فرش کاشان پدیده آمده وشناخت وآگاهی که در زمینه فرش های خوب ومرغوب ایجاد شده است،در سال های آینده بتوان،با بال ابردن کیفیت مواد اولیه استفاده از طرح های اصولی وارتقای کیفیت بافت،قالی کاشان را به جایگاه قبلی خود بازگرداند.


 


 

خرید و سفارش اینترنتی فرش ماشینی

 فرش یکی از پیچیده ترین ومدرن ترین  زیر انداز ها یا منسوجات ساخته بشر است،که تولید آن به بیش از 3000 سال قبل بر می گردد،در واقع فرش نوعی منسوج است که از در هم بافتن ماهرانه دسته های نخ به وجود می آیند؛پس از به وجود آمدن شاه راه جاده ابریشم که مسیری برای تبادل انواع کالا های مورد نیاز اقوام وملل مختلف جهان از چین به اروپا بود یکی از مهم ترین کالا های مبادله ای فرش بوده است.قدیم ترین فرش موجود در جهان ،در سال 1949 از یک مقبره در پازیریک واقع در مرز جمهوری مغولستان فردی به نام رودنکو از زیر خاک کشف کرد که قدمت آن فرش در حدود2400 سال تخمین زده شد،دلیل محفوظ ماندن فرش مدفون شدن  زیر یخ بودن است (واقع در سیبری جنوبی).

فرش پازیریک را می توان در موزه هرمیتاژ در شهر سنتپترزبورگ مشاهده کرد؛این فرش یک قالی خاب دار با بافت ظریف وطرحی ماهرانه با نقوش تکرار شده است وبافت این فرش با گره ترکی ورنگ قرمز ترکمنی با مایع های آبی،زرد وسفید است ونقش اسبی که تکرار شده،ویژگی های اسب ایرانی ومو های آراسته سوار کار را نشان می دهد.

 

طرح قالی پازیریک این معنا را می رساند که قبایل بیابان گرد هنر فرش بافی را در سرتا سر آسیا پراکنده اند.با ظهور انقلاب صنعتی وماشینی شدن تولید انواع واقسام کالا هایی که قبلا به صورت دستی ساخته می شدندتولید صنعتی وماشینی فرش نیز در اروپا آغاز شد،ناگفته نماند حمله مسلمانان به اسپانیا در سال 711 میلادی،باعث شد که هنر قالی بافی به اروپا راه یابد وجنگ های صلیبی سبب گسترش این هنر در اروپا شد.ساخت ماشین آلات فرش بافی،طی 200 سال گذشته منجر به آن شد که صنعت تولید فرش ماشینی به یکی از  شاخه های مهم صنعت نساجی جهان بدل شود.فرانسه یکی از قدیمی ترین ومهم ترین کشور های اروپایی تولید کننده ی فرش ماشینی می باشد.

طی قرن 16 میلادی  آبسون وبیوآس در فرانسه از مراکز مهم تولید فرش ماشینی بوده اند ،که مهم ترین نقوش بافته شده روی فرش از گل بوده است،استفاده از موتور برق در دستگاه قالی بافی در فاصله سال های 1840تا1845در آمریکا روی یک دستگاه قالی بافی به روش اینگرین انجام شد. در سال 1839(آراسموسبیگلو)یک آمریکایی اهل ماساجوست،اولین ماشینی بافندگی اینگرین موتوری را ساخت،ماشینی که توسط بافندگان اسکاتلندی وبرخی شرکت های بریتانیایی خریداری شد.

تولید فرش های اینگرین در دهه ی1930،به سرعت کاهش یافت اما این فناوری در سال های اخیر برای تولید فرش های بافته شده از الیاف 100%طبیعی (پشم یا پنبه)بدون استفاده از چشب آهار،به عنوان محصول (دوستار محیط زیست)استفاده شده است.

 

زادگاه فرش دستبافت از کشور های شرقی به ویژه ایران بوده است،در این کشور ها در طی بیش از 2000 سال تلاش چندانی برای یافتن روش های جدید وماشینی کردن فرش صورت نگرفته است.در اروپا  وبه ویژه کشور فرانسه وانگلستان تلاش های فراوانی برای ابداع روش های جدید تولید فرش وافزایش سرعت تولید،انجام شد که نتیجه آن پیدایش ماشین آلات وروش های پیشرفته صنعتی برای تولید فرش ماشینی طی 200 سال گذشته شده است.
53 سال پس ازاختراع موتور بخار به دست جیمز وات وهمکارش ماتیوبولتون اولین دستگاه تولید فرش ماشینی با انرژی موتور بخار در آمریکا ساخته شد.هدف از اختراع دستگاه های فرش ماشینی،افزایش سرعت تولید فرش وهزینه کم تر فرش ماشینی نسبت به فرش دستبافت بوده است.
ساختار کلی فرش
فرش منسوجی است که از دو جزءاصلی تشکیل شده است:
1-لایه زمینه(برزنت)
2-لایه سطحی(لایه پرز دار فرش)

لایه ی سطحی:
لایه ی سطحی فرش،یا خاب فرش از تعداد بسیار زیادی نخ الیاف که به صورت موازی با یکدیگر (عمود بر لایه ی زمینه)قرار گرفته اند ،تشکیل شده است.بسته به ارتفاع نخ های خاب70 تا85 درصد از وزن یک فرش به خاب آن اختصاص دارد،لایه ی خاب نه تنها تعیین کننده ی رنگ،نقش وطرح فرش است بلکه نشان دهنده ی راحت نشستن روی فرش وراحت راه رفتن روی فرش وماندگاری ضخامت فرش در طول زمان،وبازگشت پذیری خاب،مقاومت در مقابل آفتاب می باشد،به عبارت دیگر لایه ی خاب فرش نقش اساسی در ویژگی هنری،فنی،عملکردی وحتی تجاری فرش ایفا می کند.

ساختار لایه ی زمینه:
لایه ی زمینه پارچه ای ضخیم،با در هم رفتن نخ های تار وپود به وجود می آید وظاهر این لایه شبیه به پارچه های ضخیم برزنتی است ودر شرکت های فرش بافی برزنت فرش گفته می شود.
این لایه با زمین(کف)تماس دارد و وظیفه این لایه نگه داشتن لایه خاب در درون خود را دارد،لازم به ذکر است برای استحکام لایه ی خاب بر روی برزنت پس از بافته شدن فرش،به آهار فرستاده می شود ودر پشت فرش از چسب های مخصوص استفاده می گردد که لایه ی خاب روی برزنت محکم شود،مهم ترین مشخصه برزنت فرش تراکم فرش است پس هرچه تراکم برزنت بالا تر باشد برزنت فرش هم بالاتر می رود.

وزن لایه برزنت در مقایسه با نخ های خاب بسیار کم تر بوده ودر حدود 15 تا30 درصد وزن نهایی یک فرش را تشکیل می دهند،ضخامت لایه ی زمینه در فرش های مختلف با یک دیگر فرق می کند واز 8 درصد میلی متر در فرش های با تراکم پایین تا 5/2میلی متر در فرش های با تراکم بالا متغییر است،به خاطر همین 10 تا 20 درصد ضخامت کل فرش را تشکیلی می دهد.

 

 

 

طراحی نو،رنگی نو واندیشه ای نو راهی بس بلند فراروی قالی کاشان
چندیسترکوردی جان فرسا بازار فرش را فرا گرفته است.در بازار قدم که می زنی ناگهان گرمی و هیاهوی راسته ی کفش فروش ها جای خودش را به سردی گزنده ای می دهد که کوچه های بازار فرش فروش ها  را فراگرفته است.درست،با تمام وجود حس می کنی که انگار از دنیایی به دنیا ی دیگری وارد شده ای.


 کوچه ها تاریک ومغازه ها کم نور.حتی لامپ های بزرگ وکم مصرف آویزان از سر در مغازه ها که تنها نشانه ی دنیای مدرن وپیشرفت تکنولوژی،در این راسته ی قدیمی هستند نیز اسیر سنت حاکم بر بازار شده ورمق نور افشانی ندارند.به کاسبان قدیمی ازار که می نگری همه غرق در لذت،از خاطره روزگار نه چندان دوری برایت می گویند که فوج فوج قالی رنگارنگ روی دوش بافنده ها وارد بازار می شد وتا شب نشده تمام آنها بار کامیون هایی می شد که راه به سوی دیگر شهر ها وکشور های دنیا می بردند ولحن گفتارشان چنان هیجانی را به تو القا می کند که انگار دارند از خاطرات بیست سال پیش،اسطوره ای چند هزار ساله تحویل تو می دهند.


کاسبان جوان را ولی،دغدغه ی خاطرشان چیز گریست. چه شد که به اینجا رسیدیم؟آن همه شکوه ورونقی که اسطوره ی آن را هر روز در گوشمان زمزمه می کنند،چگونه جایش را به رکوردی چنین تیره وتار داده است؟

هر کس با دیدگاه خاص خودش موضوع را تحلیل می کند.شاید اکثریت قریب به اتفاق مردم رکود بازار فرش را با سیاست گره می زنند که به راستی دلیل به حقی برای رکود حاکم بر این هنر_صنعت زیبایی کشورمان است.اما آیا می توان دلایل دیگر این بی تحرکی را نادیده گرفت؟

برای همه ی ما که به نوعی زندگی یمان با قالی ایرانی در ارتباط است،نام کشور هایی مثل هند ونپال وچین و...در این هنر نامی آشناست که چگونه بازار های جهانی را از کف ما ربوده اند وخانواده بزرگ قالی ایران،از طراح ونقاش آن گرفته تا بافنده ورفوگر وفروشنده را دچار مشکل کرده است همه ی ما به نوعی درگیر این دو راهی هستیم که
 آیا نقش بستن گل های زیبای ارچنگ وعیسی بهادری ورشتیان ودیگر بزرگان این شهر بر روی قالی هایمان ما را کفایت می کند یا باید تغییر ایجاد کنیم؟


چگونه می توانیم رنگ های لاکی، سورمه ای ،آبی وسبز که هویت فرش ما هستند وروح قالی ایران را متجلی می کنند را فراموش کرده وبه سلیقه ی دنیا توجه کنیم؟


باری،دو راهی حفظ اصالت قالی ایران یا توجه به بازار خارج از کشور،همواره دغدغه ی همه ی اهالی فرش ایران بوده وهست.اما چیزی که واضح است این است که برای نجات قالی ایران،به هر حال باید کاری کرد.چه سنت را انتخاب کنیم وچه به طرف سلیقه ی جهانی روی آوریم باید  طبق برنامه ی مدون تغییر را در همه ی ابعاد و به شکلی وسیع مورد توجه قرار داده،با هم کاری دولت سیاست هایمان را بهبود ببخشیم،با هنر مندی نقاشان رنگ هایمان را به شیوه ای جدید به کار گیریم وبا نقش آفرینی طراحان فکری برای گل های همواره ارچنگ یمان در سر بپرورانیم.


با چنین روی کردی، این شماره نقش نامه را به بررسی وضعیت موجود قالی کاشان و به ویژه طراحی ونقاشی قالی دستبافت اختصاص داده وامید واریم با شناخت هرچه بیشتر جایگاهمان قدمی مفید در راه حل این معضل بر داریم.